lay v/ قراردادن، گذاشتن، چیدن، نصب کردن، کارگذاشتن، ساخن، اتفاق افتادن، آماده کردن، مهیا کردن، برپا کردن، پهن کردن، انداختن، گستردن، پوشاندن، فرش کردن، مطرح کردن
lay – by پارکینگ کنار راه، توقفگاه موقت، بخش عریضشده راه برای توقف اضطراری، بخش گشادهشده آبراه که کشتیها میتوانند در آن عبور و مرور کنند یا پهلو بگیرند، خط فرعی راهآهن (برای توقف یا بارگیری واگنها)*