land زمین، خشکی، سرزمین، کشور، دیار، مرز و بوم، خطه، ملک، کشاورزی، زراعت، زندگی کشاورزی، پیاده کردن، تخلیه کردن، خالی کردن (بار یا مسافر از کشتی، هواپیما)، به زمین نشاندن، به ساحل آوردن، پیاده شدن، خارج شدن، (از کشتی، هواپیما)، به زمین نشستن، به ساحل رسیدن
land development توسعه زمین، آمایش زمین (فرآیند بهسازی یک قطعه زمین بزرگ شامل پاکسازی، شیببندی و احداث شبکههای فاضلاب و سایر تأسیسات ضروری مانند آب، گاز و برق)