در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

know – how

فوت و فن، کاردانی، دانش، آگاهی

knowledge

دانش، آگاهی، شناخت، معرفت، اطلاع، خبر

laboratory

آزمایشگاه، آزمایشگاهی، (مربوط به) آزمایشگاه، (مربوط به) آزمایشگاه

labour

کار، کارگر، کارگران، نیروی کار، طبقه کارگر، کارگری، (مربوط به) کارگر، کار کردن، تلاش کردن، سخت کوشیدن، زحمت کشیدن، به کندی کار کردن (موتور)، به کندی پیش رفتن، به زحمت حرکت کردن (کشتی، قایق و ...)

lacing

بست چپ و راست قفل و بست سپری، فاصله‌گیر، مهاربندی

lack

نبود، فقدان، کمبود، فاقد چیزی بودن، نداشتن، بی‌بهره بودن، کم داشتن

lade

پر کردن، انباشتن، بار کردن، بارگیری کردن

lading

بار کردن، بارگیری، بار، محموله، کالای بار شده

lag

تأخیر، فاصله، لقی‌گیر (تکیه‌گاه)، کند پیش رفتن، آهسته حرکت کردن، یواش رفتن، عقب ماندن، عایق کردن، عایق‌بندی کردن

lag time

زمان تأخیر (چراغ راهنما)

lagging

عایق شکل‌دار (عایق حرارتی)، داربست تاق‌زنی، چوب‌بندی، تخته‌بندی (چوب‌بست قوس، جدار گودبرداری)، عایق‌بندی، تعویق، به تأخیر افتاده (عمل، کار)

lagoon

تالاب، مرداب، دریاچه کم‌عمق

lake

دریاچه، رنگیزه رسوبی

lake sand

ماسه رودخانه‌ای، ماسه گرد (مصالح‌شناسی)

laminar flow

جریان آرام، جریان پایدار (هیدرولیک)

« ۲۵۳  ۲۵۴  ۲۵۵ ۲۵۶ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۵۵ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰