در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

junction (raised)

تقاطع بالاآمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع

صفحه  252  از  556