در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

junction (raised)

تقاطع بالاآمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع

«‹ ۲۵۰  ۲۵۱  ۲۵۲ ۲۵۳ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۵۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰