در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
joint (longitudinal)
درز طولی
joint (pavement)
درز روسازی
joint (preformed)
درز پیش ساخته
joint (sawn)
درز ارّه شدن (بتن)
joint (sealed)
درز آببندی شده
joint (shattering of)
شکستگی اتصال، خردشدگی درز
joint (tongue – and – groove)
اتصال کام و زبانه، اتصال فاق و زبانه
joint (transverse)
درز عرضی
joint (universal)
بند کاردان، قفل یونیورسال، اتصال مفصلی چرخان
joint (warping)
درز اعوجاج (بتن)، درز تابیدگی (دال بتنی)
joint (waterproof)
درز آببند
joint (waterproofing)
درز آببندی
joint (welded)
مفصل جوشی (جوشکاری شده)، درز جوش داده شده، درز جوشی
joint author
نویسنده همکار
joint commission
کمیسیون مشترک
joint failure
شکست اتصال
joint filler
ماده پرکننده درز، درزگیر، درزبند، درز پرکن
joint filler extrusion
بیرونزدگی درزگیر
joint filling
پرکردن درز، درزگیری
joint milling
فرزکاری درز (اتصال)
joint opening
دهانه درز، باز شدن درز، بازشدگی درز
joint sealing
درزگیری، آببندی کردن درز، پر کردن درز، درزبندی
joint sealing compound
ماده درزگیر، ماده پرکننده درز، ترکیب درزبندی
joint stripping
نمایان شدن درز، عریانشدگی درز
joint urban development
توسعه شهری پیوسته
joint venture
تجارت مشترک، سرمایهگذاری مشترک، مشارکت (حقوق)
jointed concrete pavement
روسازی بتنی درزدار
jointed plain concrete pavement
روسازی بتنی ساده درزدار
jointed reinforced concrete pavement
روسازی بتنی مسلح درزدار (JRCP)
jointed unreinforced concrete pavement
روسازی بتنی غیر مسلح درزدار
jointing
درزکشی، بندکشی (بنایی)، رندهزنی، گردتراشی
joints (clamping of)
گیرداری اتصالات
joints (load transfer at)
انتقال بار در درزها، انتقال بار در محل درزها
joist
تیرچه، تیرک، تیر سقف
joist (steel)
تیرچه فولادی، تیرک فولادی
joists (system of binders and)
سیستم تیرچهها و اتصالات
journal
سرمحور، پاتاقان گرد، سر محور که در پاتاقان میگردد، مجله
journey (home – to – work)
سفر از خانه به محل کار
journey (nonstop)
سفر بدون توقف
journey (pedestrian)
سفر پیاده
journey on foot
سفر پیاده
journey speed
سرعت سفر
journey speed (individual)
سرعت سفر شخصی
journey time
زمان سفر
journey time estimation
برآورد زمان سفر، تخمین زمان سفر
journey [transport]
سفر، مسافرت، مسیر، راه، مسافرت کردن، سفر کردن
judge
قاضی، دادرس، داور، کارشناس، خبره، قضاوت کردن، داوری کردن، دادرسی کردن
judgement
قضاوت، داوری، دادرسی، حکم دادگاه، حکم قاضی
صفحه 251 از 556