در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

irradiance

درخشش، برتابش، پرتوافکنی، شدت تابش

irregular a/

غیرعادی، غیرمعمول، نامتعارف، نامعمول، نامنظم، بی‌نظم، ناهموار (سطح)

irregularity

بی‌قاعدگی، نامعمول بودن، نامتعارف بودن، بی‌نظمی، درهم ریختگی، ناصافی، ناهمواری (سطح)، نامنظم بودن

irreversible

تغییرناپذیر، غیر قابل تغییر، برگشت‌ناپذیر، غیر قابل برگشت

irrigate

آبیاری کردن، آب دادن، مشروب کردن، شستشو دادن، خیس کردن

island signing

علامت‌گذاری جزیره، خط‌کشی جزیره، علایم (تابلو) جزیره

isobar

خط هم‌فشار، ایزوبار

isolate

جدا کردن، سوا کردن، مجزا کردن، به طور جداگانه بررسی کردن، به تنهایی مطالعه کردن

isolated

جداشده، مجزا، پرت، دورافتاده، استثنایی، منفرد، تک

« ۲۴۷  ۲۴۸  ۲۴۹ ۲۵۰ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۹ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰