در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

invalid

بی‌اعتبار، بی‌ارزش، بیمار، علیل، معلول

invent

اختراع کردن، ابداع کردن، ساختن

invention

اختراع، ابتکار، ابداع، خلاقیت، قدرت ابتکار

inventor

مخترع، مبدع، ابداع کننده

inventory

صورت، ریز، فهرست، سیاهه، لیست، فهرست کردن، صورت کردن، صورت‌برداری کردن (اثاثیه، کالا و ...)

inversion

وارونه کردن، معکوس کردن، واژگون کردن، برعکس کردن، وارونه شدن، برعکس شدن، معکوس شدن، واژگون شدن

invert

کف، قعر (آّرو، لوله، تونل)، معکوس کردن، برگرداندن، وارونه کردن

invest

سرمایه‌گذاری کردن، گذاشتن (پول، سرمایه)، صرف کردن

investigate

تحقیق کردن، بررسی کردن، مطالعه کردن، رسیدگی کردن

investigator

مأمور تحقیق، مأمور رسیدگی، مأمور بررسی

invisible

نامرئی، غیرقابل رؤیت، ناپیدا، نادیدنی

invite

دعوت کردن، مهمان کردن، جویا شدن، خواستن، فراخواندن، موجب شدن، برانگیختن، تشویق کردن، ترغیب کردن

invoice

فاکتور، برگه فروش، صورت‌حساب، فاکتور کردن، فاکتور نوشتن، صورت کردن، فاکتور فرستادن

involve

درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن

involved

درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض

involvement

درگیری، گرفتاری، دخالت، مداخله، شرکت، نقش، مشکل، مسأله، معضل

iron

آهن، آهنی، آهنین، قوی، محکم

« ۲۴۶  ۲۴۷  ۲۴۸ ۲۴۹ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰