interactive a/ دارای همکاری متقابل، دارای روابط متقابل، دارای تأثیر متقابل، تعاملی، دوسویه، دادوستدی، برهمکنشی
intercommunicate با یکدیگر ارتباط برقرار کردن، با هم تماس گرفتن، با یکدیگر ارتباط داشتن، با هم تماس داشتن