insurance بیمه، پول بیمه، خسارت (بیمه)، حق بیمه، بیمهنامه، قرارداد بیمه، اقدام احتیاطی، عمل پیشگیرانه
integrate ادغام کردن، یکی کردن، تلفیق کردن، تکمیل کردن، کامل کردن، همگانی کردن، انتگرال گرفتن، همگانی شدن، ادغام شدن، یکی شدن، ملحق شدن