در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

inlet (street)

دریچه ورود (فاضلاب)، دریچه فاضلاب خیابانی

inlet time

زمان جریان آب تا اولین محل تخلیه، زمان ورود، زمان آبگیری

inner

داخلی، درونی، میانی، مرکزی

innocent a/

بی‌گناه، بی‌تقصیر، بی‌غرضانه، از روی سادگی، سالم، بی‌ضرر، خام، بی‌تجربه

input

ورودی، درون‌داد، وارد کردن، بکارگیری (اطلاعات و ...)، داده‌ها، مشارکت، سهم

input form

فرم ورود (اطلاعات به کامپیوتر)

inquire

پرسیدن، سؤال کردن، تحقیق کردن، جویا شدن

inquiry

پرسش، سؤال، پرس‌وجو، کندوکاو، تحقیق، رسیدگی استعلام

inscribe

نوشتن، نگاشتن، حک کردن، ثبت کردن، محاط کردن

insecure

ناامن، نامطمئن، غیرقابل اطمینان، مضطرب، مشوش

insert

برگه ضمیمه، جا دادن، قرار دادن، اضافه کردن، فرو کردن، داخل کردن، درج کردن

insertion

جا دادن، گذاشتن، قرار دادن، درج، الحاق، افزوده، ضمیمه آگهی

inside

درون، داخل، داخلی، درونی، باند سمت راست (راه)، باند سمت چپ (بریتانیا)، قسمت داخل (پیچ)، راست، دست راست (چرخ، چراغ و ... در اتومبیل)، چپ، دست چپ (بریتانیا)، به داخل، به درون

inspect

بازرسی کردن، وارسی کردن، کنترل کردن، بازدید کردن، امتحان کردن، معاینه کردن

inspection

بازرسی، وارسی، بازدید، کنترل، معاینه، امتحان، سرکشی

«‹ ۲۳۹  ۲۴۰  ۲۴۱ ۲۴۲ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۱ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰