در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hydrophilic

آب‌دوست، دارای خاصیت خیس‌شوندگی

hydrophobic

آب‌گریز، فاقد خاصیت خیس‌شوندگی

hydroplane

قایق باله‌دار، قایق تندرو

hydroplaning [USA]

سُر خوردن وسیله نقلیه روی آب [اصطلاح آمریکایی]

hydrotimetry

هیدروتایمزی، سنجش میزان سختی آب

hyetograph

بارش نگار، دستگاه تعیین میزان بارندگی

hygiene

بهداشت، پاکیزگی، نظافت، تمیزی

hypermarket

مرکز خرید بسیار بزرگ، فروشگاه بزرگ

hyphen

هایفن، همراست، خط فاصله، خط پیوند

hystresis

پسماند، اثر برجای مانده از قبل در ماده

I – bar

تیر آهن، تیرآهن با مقطع I

I – shaped steel beam

پروفیل فولادی معمولی I شکل، تیرآهن معمولی، تیرآهن I شکل

ice

یخ، لایه یخ، یخ‌زدگی، سرد کردن، خیلی سرد کردن، یخ ریختن، یخ انداختن

ice point

نقطه یخ بستن، نقطه انجماد

icy

خیلی سرد، بسیار سرد (هوا، باد)، پوشیده از یخ، یخ‌بسته، یخ‌زده (جاده، زمین)

identification

شناسایی، تعیین هویت، تشخیص، اوراق هویت، کارت شناسایی، یکی‌سازی

identification (vehicle)

شناسایی وسیله نقلیه، ورقه هویت خودرو، کارت شناسایی وسیله نقلیه

idle

بیکار (شخص)، بلااستفاده (دستگاه)، بیهوده، بی‌فایده، بی‌ارزش، بی‌معنی، بی‌پایه، بیکار گشتن، خلاص کار کردن، درجا کار کردن (موتور، دستگاه)

صفحه  231  از  556