در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
house property (adjoining)
ساختمان حاشیهای، ساختمان (ملک) کنار جاده
houseboat
قایق تهپهن و خانهمانند، قایق مسکونی، خانه قایقی
household
اهالی خانه، ساکنان خانه، خانواده، اهل خانه، خانه، کارهای خانه، (مربوط به) خانواده، خانگی
household consumption
مصرف خانگی
household expenditure
هزینه خانوار
household interview survey
نظرسنجی مصاحبهای از خانوار
household refuse
زباله خانگی
houseless a/
بدون خانه، بیخانمان
houses (block of)
مجموعه مسکونی
houses (cluster)
مجموعهای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)
housing
خانه، مسکن، تهیه مسکن، تهیه جا، مسکنسازی، سکونت، اسکاندهی، محفظه، پوسته
housing (council)
مجتمع سازمانی (خانهسازی)
housing (emergency)
اسکان اضطراری، اسکان سریع
housing (healthy)
اسکان بهداشتی
housing (low – rent)
مسکن با اجاره پایین، مسکن استیجاری ارزان
housing (multimafily)
مجتمع مسکونی (چند واحدی)
housing (unhealthy)
اسکان غیربهداشتی، اسکان نابسامان
housing construction
ساختمان مسکونی
housing esate road
راه دسترسی به املاک مسکونی
housing estate
مجتمع مسکونی (بریتانیا)
housing policy
سیاست مسکنسازی
housing shortage
کمبود مسکن
housing square
حیاط داخلی خانه، محوطه داخلی محل سکونت، اندرونی
housing unit
واحد مسکونی
Hov lane [USA]
خط عبوری مخصوص وسیله نقلیه پرسرنشین [اصطلاح آمریکایی]
hovercraft
هاورکرافت، هواناو
hovertrain
قطار مغناطیسی
hub cup
قالپاق
hub [wheel]
توپی، چرخمیان
hulk
کشتی اسقاطی، کشتی کهنه، لاشه کشتی، بدنه، لاشه
hulk of car
لاشه اتومبیل
human
انسانی، بشری، (مربوط به) انسان، (مربوط به) بشر
human behaviour
رفتار انسانی
human body
بدن انسان
human error
خطای انسانی
human factor
عامل انسانی
human fatigue
خستگی انسانی
humidity
رطوبت، میزان رطوبت، نم
humidity (air)
رطوبت هوا
humidity (degree of)
درجه رطوبت، میزان رطوبت
humidity (relative)
رطوبت نسبی (هوا)
hump
قوز، برآمدگی، پشته، تل، دستانداز، سرعتگیر، خم کردن، قوز دادن، کپه کردن، تلنبار کردن
hump (round – top road)
دستانداز گرد، سرعتگیر هلالی
hump (side) [rut]
برآمدگی جانبی، کوژ کناری [رد چرخ]
hump (speed control)
سرعتگیر، دستانداز
humped bridge
پل خرپشتی، پل کوهانی
humped pedestrian crossing
گذرگاه برآمده (کوژ) عابر پیاده
humped road section
قسمت برآمده راه
صفحه 229 از 556