در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

homogeneous

همگون، متشابه، همانند، همگن، متجانس

honk

صدای بوق، بوق زدن

hood

کلاه، کلاهک، دهانه دودکش، نقاب، روکش، حفاظ، کاور، کلاه گذاشتن

hood [signals]

سایه‌بان، آفتابگیر، کلاهک، سرپوش [چراغ‌های راهنمایی]

hook

قلاب، چنگک، قلابه

hopper

قیف تغذیه، قیف بارگیری، محفظه خوراک، حوضچه لجن‌گیر، خزینه لجن‌گیر

horizontal a/

افقی، صاف، مسطح، تراز، هم‌تراز، خط افقی، میله افقی، سطح افقی

horsepower (brake)

اندازه نیروی ترمز بر حسب اسب بخار بدون افت نیروی ناشی از گیربکس، دینام، دیفرانسیل، واترپمپ و سایر اجزای موتور

horsepower tax

مالیات بر اسب بخار (توان وسیله نقلیه)

hose

شلنگ، لوله پلاستیکی و خم شو، با شلنگ آب دادن، با شلنگ شستن

host

تعداد زیادی، مقدار زیادی، انبوهی، کلی، میزبان، مسافر خانه‌دار، هتل‌دار، مجری (برنامه، مصاحبه و ...)، میزان بودن، مجری بودن

hot

گرم، خیلی گرم، داغ، تند، تند و تیز (غذا و ...)، پر شور، پر حرارت، شدید، تازه،‌ دست اول (اخبار، گزارش)، گرم کردن، داغ کردن، تند کردن، تقویت کردن، گرم شدن، داغ شدن، شدت گرفتن، حاد شدن

«‹ ۲۲۵  ۲۲۶  ۲۲۷ ۲۲۸ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۲۷ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰