heighten بلندتر کردن، بلند کردن، بالا بردن، شدت بخشیدن، تشدید کردن، افزایش دادن، بالا بردن، بلندتر شدن، بلند شدن، بالا رفتن، شدت یافتن
help کمک، یاری، مساعدت، چاره، علاج، خدمتکار، کارگر، کمک کردن، مساعدت کردن، فایده داشتن، سودمند بودن، جلوگیری کردن، چاره کردن، علاج کردن
herd گله، رمه، چوپان، شبان، جمعیت، جماعت، توده مردم، عوام، جمع کردن، گردآوردن، راندن، بردن، جمع شدن، گرد آمدن (حیوانات، اشخاص)