در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

hear

شنیدن، مطلع شدن، آگاه شدن، فهمیدن، اطلاع یافتن

hearing

شنوایی، حس شنوایی، سامعه، استماع، شنیدن، جلسه دادگاه دادرسی (حقوق)

heart

قلب، دل، مرکز، کانون، وسط، کنه، عمق، شور، احساس، حرارت

heart failure

ناتوانی قلبی، نارسایی قلبی، ایست قلبی

heat

حرارت، گرما، درجه حرارت، هوای گرم، گرم کردن، داغ کردن، حرارت دادن، گرم شدن، داغ شدن

heat insulation

عایق حرارتی، عایق‌بندی حرارتی،‌ عایق‌کاری حرارتی

heating

گرمادهی، گرمایش، حرارت‌دهی، سیستم حرارتی

heating (road)

گرمایش مسیر، گرمادهی به جاده (نگهداری زمستانی)

heave

بلند کردن، بالا کشیدن، متلاطم بودن، بالا و پایین رفتن، نفس نفس زدن

heave (frost)

تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخ‌زدگی (خاک)

heavily

به شدت، سخت، حسابی، خیلی، زیاد، به سختی، به زحمت، جدی، متفکرانه، بامتانت

heavy

سنگین، سخت، شاق، شدید، عمیق، گزاف، کلان، زیاد، فراوان،‌ غلیظ، ابری، گرفته (آسمان)، تند، ثقیل، جدی، سختگیر، کند،‌ آرام (حرکت)، سست، بی‌حال، پرمشغله، شلوغ، پرکار

hedge

پرچین، دیوار گیاهی، مانع، سد، حصار، پرچین کشیدن، حصار کشیدن

height

ارتفاع، بلندی، قد، اوج، منتهای درجه

«‹ ۲۲۰  ۲۲۱  ۲۲۲ ۲۲۳ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۲۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰