در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hazardous a/

پر خطر، مخاطره‌آمیز، خطرناک، تصادفی، اتفاقی، شانسی

head

سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن

head (reading)

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

head (signal)

سر چراغ راهنمایی، فانوس چراغ‌ راهنمایی

head - on accident

تصادف، سر به سر، تصادف از روبرو، تصادف شاخ ‌به شاخ

heading

دهلیز، کوره (حفاری)، دالان شناسایی، دالان پیشروی (تونل)

headlamp

چراغ جلو (اتومبیل، قطار و ...)

headlight

چراغ جلو (اتومبیل، قطار و ...)

headrest

پشت سری، زیر سری (صندلی)

headroom

ارتفاع آزاد، ارتفاع ایمن (بین وسیله نقلیه و سقف پل، تونل و ...)، هواخور، سرگیر، بلندی تاق (معماری)

headwall

دیواره آب‌گردان (لوله‌کشی فاضلاب)، دیواره انتهایی (آبرو)

headway

سرفاصله، فاصله عبور (فاصله زمانی بین دو وسیله نقلیه پشت سرهم)، پیشروی، پیشرفت، جلوروی

health

سلامتی، تندرستی، وضعیت جسمانی، بهداشت

healthiness

سلامت، تندرستی، سالم بودن، خوبی، فرح‌بخشی

healthy

سالم، تندرست، زیاد، شدید، قابل ملاحظه، حسابی

heap

انبوه، توده، تل، کپه، مقدار زیادی، تعداد زیادی، کلی

صفحه  221  از  556