در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hand

دست، اختیار، مسؤولیت، تملک، دخالت، شرکت، سهم، توانایی، مهارت، استادی، عقربه (ساعت)، طرف، سمت، جانب، دست دادن، کمک کردن

hand – held

آنچه قابل نگهداری در دست است، دستی

handcart

چرخ‌دستی، گاری‌دستی

handicap

ضعف، نقص، عقب‌افتادگی، معلولیت، مانع، عامل بازدارنده

handicapped a/

معلول، ناتوان، دارای نقص عضو، عقب‌افتاده

handle

دسته، دستگیره، دستاویز، بهانه، در دست گرفتن، برداشتن، اداره کردن، کنترل کردن، بردن (اتومبیل، کشتی)، آموزش دادن، تربیت کردن، استفاده کردن، به کار بردن، پرداختن، رسیدگی کردن، رفتار کردن، خرید و فروش کردن، معامله کردن

handling

(هزینه) نگهداری، نقل و انتقال، جابجایی، حمل، اداره، کنترل، ضبط و ربط، رسیدگی، رفتار، نحوه برخورد، کنترل‌پذیری (اتومبیل)

handling (terminal)

اداره پایانه، جابجایی و نقل و انتقال در پایانه ( از یک کشتی به کشتی دیگر)

handling costs

مخارج جابجایی، هزینه‌های نقل و انتقال، هزینه‌های اداره، هزینه‌های راهبری

handrail

نرده، دستگیره نرده، دست‌انداز نرده

harbour

بندرگاه، لنگرگاه، بندر، لنگر انداختن، پهلو گرفتن

hard

سفت، سخت، محکم، دشوار، مشکل، کور (گره)، سخت‌کوش، پرتلاش، سخت‌گیر، جدی، سرد، خشن، شدید (باد)، تند (نور)، زننده (رنگ)، با اشکال، با زحمت، با تلاش زیاد، با درد سر

hard copy

کپی چاپ شده، نسخه سخت، نسخه چاپی

harden

سفت کردن، سخت کردن، محکم کردن، مقاوم کردن، آب دادن (فولاد)، سفت شدن، سخت شدن، محکم شدن، مقاوم شدن، آبدیده شدن

hardened

سفت شده، سخت شده، خشکه، آبدیده (فولاد)

hardening

سخت کردن (فلزات)، سفت کردن، سخت شدن، سخت‌شوندگی، گرفتن (بتن، ملات)

صفحه  219  از  556