در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

gully sucker

پاک‌کننده آبگذر، پاک‌کننده آبراهه (مکنده)

gullying

کندن (ایجاد) آبراهه (در اثر سیلاب و فرسایش)

gun

اسلحه، سلاح، تفنگ، تپانچه

gun (radar)

رادار دستی، رادار تفنگی (برای سنجش سرعت وسایل نقلیه)

gun (water)

تفنگ آبی، افشانک آب، پیستوله آب

gusset plate

صفحه اتصال، صفحه لچکی، لچکی اتصال، بست نبشی

gust

وزش تند (باد)، بارش تند، رگبار، فوران، جوشش، شلیک، انفجار

gutter

آبرو، نهر (خیابان، راه)، آبروی شیروانی

gyration

چرخش، دوران، گردش، ژیراسیون

gyroscope

ژیروسکوپ (در کشتی و هواپیما)

habit

عادت، خو، وضعتی (بدن، روح)

habitat

زیستگاه، بوم، زیست‌بوم، محل زیست

hail

تگرگ، تگرگ باریدن، تگرگ آمدن، خوش‌آمد گفتن، استقبال کردن، درود گفتن، صدا کردن، صدا زدن (تاکسی، شخصی)، گرامی داشتن، احترام گذاشتن

hail the bus lv/

علامت دادن برای توقف اتوبوس (جهت سوار شدن)

hair

مو، زلف، گیسو، پشم، کُرک، پرز

hairline

مویین، مویی، باریک، نازک

hairpin

سنجاقک، بست میلگرد (قالب‌بندی)

hairpin bend [road]

مارپیچ، قوس U شکل، پیچ تند، قوس نعلی شکل، قوس سرپانتین، قوس سرسنجاقی [راه]

half

نصف، نصفه، نیمی، نیم، نیمه، نیمسال، نرم، بلیط تخفیف‌دار، بلیط نیم‌بها

hall

تالار، سالن، عمارت، ناهارخوری، غذا خوری (در بریتانیا، دانشگاه)، خوابگاه، هال، راهرو، سرسرا، کریدور

hall (county)

ساختمان بخشداری، ساختمان فرمانداری

halogen

هالوژن، عنصر نمک‌زا

hamlet

دهکده کوچک، کلات، آبادی

hammer

چکش، پتک، کوبه، با چکش زدن، چکش‌کاری کردن، به شدت خوردن، کوبیدن (باران و غیره)

«‹ ۲۱۶  ۲۱۷  ۲۱۸ ۲۱۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰