grid (cattle) صفحه آهنی مشبکی که در کف برخی راهها نصب میشود تا چهارپایان نتوانند از آن عبور کرده و وارد راه شوند (بریتانیا).
gross a/ زمخت، نتراشیده، خشن، فاحش، آشکار، بزرگ، واضح، انبوه (درخت)، ناخالص، ناویژه (اقتصاد)، (مقدار) کل
ground زمین، ناحیه، خطه، خاک، محوطه، میدان، تهنشین، رسوب، دلیل، دلایل، موجب، زمینه، اتصال زمین (در آمریکا)