در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

grid

شبکه، نرده، حصار، صفحه، پلاک، تیربست، شبکه (سازه)

grid (cattle)

صفحه آهنی مشبکی که در کف برخی راه‌ها نصب می‌شود تا چهارپایان نتوانند از آن عبور کرده و وارد راه شوند (بریتانیا).

grid plan

پلان شبکه‌ای، طرح شبکه‌ای

griding

آسیاب کردن، خرد کردن، ریز کردن، ساییدن، سنگ‌زنی

grip

گیرایی (پیچ)، چنگک، گیره

grip [in verge]

جوی روباز کوچک، جوی زهکش [در کناره راه]

grit

ریگ، شن ریز، درشت ماسه‌سنگ‌ (زمین‌شناسی)

gritter

(دستگاه) ماسه‌پاش، ریگ‌پاش (راهسازی)

gritting

شن‌ریزی، ریگ روکش (راهسازی)

groove

شیار، شکاف، فاق، خراش

gross a/

زمخت، نتراشیده، خشن، فاحش، آشکار، بزرگ، واضح، انبوه (درخت)، ناخالص، ناویژه (اقتصاد)، (مقدار) کل

gross area

سطح مقطع ناخالص (سازه)، سطح زیربنای کل (ساختمان)

ground

زمین، ناحیه، خطه، خاک، محوطه، میدان، ته‌نشین، رسوب، دلیل، دلایل، موجب، زمینه، اتصال زمین (در آمریکا)

«‹ ۲۱۳  ۲۱۴  ۲۱۵ ۲۱۶ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۵ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰