در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

gravity

گرانش، جاذبه، جاذبه زمین، ثقل، وزن

green

سبز، سرسبز، کال، نارس، تازه، چمن، سبزه، چمنزار، علفزار، زمین چمن، عضو حزب سبز، طرفدار محیط، زیست، سرسبز کردن، فضای سبز ایجاد کردن، به محیط زیست توجه نشان دادن

green (advance)

جلو انداختن زمان سبز شدن (چراغ راهنمایی)

green mansymbol

علامت آدمک سبز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)

green priod extension

تمدید مدت سبز، طولانی کردن، زمان سبز (چراغ راهنمایی)

green stage

فاز سبز، مرحله سبز (چراغ راهنمایی)

green time

مدت زمان سبز بودن، زمان سبز (چراغ راهنمایی)

green walk symbol

علامت آدمک سبز چراغ راهنمایی (عبور عابر پیاده)

صفحه  214  از  556