در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

grader

گریدر، ماشین تسطیح

grading (continuous)

دانه‌بندی بسته، دانه‌بندی با اندازه‌های نزدکی به هم

graduate

فارغ‌التحصیل دانشگاه، لیسانسیه (در بریتانیا)، فارغ‌التحصیل، دیپلمه (در آمریکا)، فوق لیسانس، دکتری، پیمانه مدرج، ظرف مدرج، مدرج کردن، درجه‌بندی کردن، طبقه‌بندی کردن، مدرک دادن، فارغ‌التحصیل شدن، لیسانس گرفتن، دیپلم گرفتن، ارتقا یافتن، به تدریج تغییر دادن

graduated

تدریجی، مدرج، درجه‌بندی شده، طبقه‌بندی شده، تصاعدی (مالیات و ...)

graduated fee

کارمزد درجه‌بندی شده (مرحله‌ای)

graduation

فارغ‌التحصیلی، درجه‌بندی، درجه، درجه‌بندی، طبقه‌بندی

graffiti

دیوار نوشته، اعلامیه دیواری

grain

دانه (سنگی)، تار (چوب)، بافت (سنگ)

granitic sett

سنگفرش گرانیت‌نما، سنگفرش بتن‌ریزه

grant

بورس، کمک مالی، کمک هزینه (تحصیلی)، اهدا، اعطا، بخشش، واگذاری (زمین)، دادن، بخشیدن، برآوردن، موافقت کردن، اجابت کردن، اعطا کردن، واگذار کردن، قبول کردن، تصدیق کردن

صفحه  212  از  556