در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

geotechnic

مهندسی خاک، ژئوتکنیک، فن زمین

geoweb

شبکه زمینی، ژئووب (نقشه‌برداری)

get

واداشتن، وادار کردن، ترغیب کردن، فراهم کردن، به دست آوردن، پیدا کردن، گرفتن (خبر، شماره تلفن و ...) کسب کردن، خریدن، دریافت کردن، دچار شدن (بیماری)، فهمیدن، متوجه شدن

get in

سوار شدن، وارد شدن، داخل شدن

get off

پیاده شدن، خارج شدن

get on

سوار شدن، داخل شدن

get out

پیاده شدن، خارج شدن، بیرون رفتن، عزیمت، رفتن

get seat in the bus

جا پیدا کردن در اتوبوس، جای نشستن پیدا کردن در اتوبوس

ghost refuge

سکوی میانی مجازی، جزیره خط‌کشی

girder

تیر حمال، شاه‌تیر، تیر اصلی (سازه)

girder bridge

پل تیر حمالی، پل تیردار، پل شاه‌تیری

give

اهدا کردن، اعطا کردن، (کمک، حمایت) کردن، پرداختن، فروختن، سپردن، تحویل دادن، رساندن (پیغام)، باعث شدن، موجب شدن، تعیین کردن، مهلت دادن، وقت دادن، وقف کردن، تخصیص دادن

give way (refusal to)

راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم

give way lv/

راه دادن، رعایت کردن حق عبور، رعایت کردن حق تقدم، تسلیم شدن، میدان دادن

glacial

(مربوط به) یخچال‌ها، یخچالی، یخ، یخ‌زده، منجمد، خیلی سرد

glacier

یخچال طبیعی، یخ‌رود

glare

نور خیره‌کننده، نور شدید، برق تند، درخشش، به شدت تابیدن، با نور خیره‌کننده‌ای تابیدن، نور خیره‌کننده‌ای داشتن

«‹ ۲۰۷  ۲۰۸  ۲۰۹ ۲۱۰ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۰۹ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰