get واداشتن، وادار کردن، ترغیب کردن، فراهم کردن، به دست آوردن، پیدا کردن، گرفتن (خبر، شماره تلفن و ...) کسب کردن، خریدن، دریافت کردن، دچار شدن (بیماری)، فهمیدن، متوجه شدن
give اهدا کردن، اعطا کردن، (کمک، حمایت) کردن، پرداختن، فروختن، سپردن، تحویل دادن، رساندن (پیغام)، باعث شدن، موجب شدن، تعیین کردن، مهلت دادن، وقت دادن، وقف کردن، تخصیص دادن
glare نور خیرهکننده، نور شدید، برق تند، درخشش، به شدت تابیدن، با نور خیرهکنندهای تابیدن، نور خیرهکنندهای داشتن