در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
gauge (angle)
زاویهسنج، اندازهگیری زاویه
gauge (fuel)
درجه بنزین، درجه سوخت
gauge (height)
نشانگر ارتفاعی، ابزار اندازهگیری ارتفاع
gauge (height) [vehicle]
وسیله کنترل ارتفاع [وسیله نقلیه]
gauge (loading)
حداکثر ابعاد یک وسیله نقلیه ریلی، میله کنترل ارتفاع بار (راهآهن)
gauge (oil)
درجه نشاندهنده میزان روغن
gauge (petrol)
درجه نشاندهنده میزان بنزین
gauge (strain)
دستگاه اندازهگیری تغییر شکل نسبی، کرنشسنج
gauge (track)
عرض خط (راهآهن)
gauge (tyre)
فشارسنج باد لاستیک
gauge of wheels
فاصله بین چرخها
gauge railway (narrow)
خط باریک راهآهن، خط کم عرض راهآهن
gauged a/
میزان شده، تراش خورده
gauger
سنجشگر، دستگاه سنجش اوزان و مقادیر با معیار رسمی
gazette (official)
روزنامه رسمی
gear
دنده، چرخدنده، دستگاه، لوازم، وسایل، تجهیزات، مکانیسم، سیستم
gear (come into)
در دنده گذاشتن
gear (driving)
دنده حرکت
gear (first)
دنده یک، دنده حرکت
gear (forward)
دنده جلو
gear (in)
توی دنده، آماده حرکت
gear (neutral)
دنده خلاص
gear (reverse)
دنده عقب
gear (steering)
دستگاه هدایت (اتومبیل، هواپیما و ...)، رانشافزار
gear (use low)
با دنده سنگین برانی
gear lever
دسته دنده
gear wheel
چرخ دنده
gearbox
جعبه دنده، گیربکس
gearbox (automatic)
جعبه دنده خودکار
gearbox (five – speed)
گیربکس پنج دنده
gel
ژل، ژلاتین
gel permeation chromatography
کروماتوگرافی نفوذ ژل
general
عمومی، همگانی، عام، عموم، عامه، همه، کلی، جامع، سراسری، فراگیر، دایمی، معمولی، عادی
General (Attorney) [USA]
دادستان کل، وزیر دادگستری [اصطلاح آمریکایی]
general (director)
مدیر کل
general conditions
شرایط عمومی (پیمان)
general contractor
پیمانکار اصلی
general expenses
مخارج عمومی
general interest
منفعت عامه
general lighting
روشنایی عمومی، نورپردازی کلی
general manager
مدیر کل
general managing director
مدیر کل
general noise level
سطح کلی سروصدا
general practitioner
پزشک عمومی
general principles
اصول کلی، اصول عمومی
general provisions
کلیات، مواد عمومی، شرایط عمومی (قرارداد)
general subject
موضوع کلی
general terms
شرایط عمومی، شرایط کلی
صفحه 207 از 556