در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

function key

کلید عملگر، کلید عملکردی (کامپیوتر)

functional a/

کارکردی، عملکردی، عملیاتی، کنشی، کارآمد، کارا، مفید عملی

fund

پول، بودجه، سرمایه، وجوه،‌ موجودی، اندوخته، ذخیره، صندوق، سرمایه‌گذاری کردن، بودجه تأمین کردن

fund (aid)

بودجه کمکی، سرمایه پشتوانه‌ای

fundamental

بنیادی، اساسی، بنیادین، پایه، مقدماتی، اصلی، ضروری، قسمت اصلی،‌ بخش اصلی، بخش بنیادی

funding

تأمین بودجه، تأمین هزینه، سرمایه‌گذاری

funds

پول، بودجه، وجوه، موجودی، سرمایه

funds (public)

وجوه عمومی، بودجه عمومی، سرمایه عمومی

furnace slag (blast)

روباره کوره بلند، تفاله کوره بلند، سرباره کوره آهن‌گدازی

furniture

اسباب، اثاثیه، وسایل، لوازم، مبلمان (خانه، اداره و ...)

further

دورتر، عقب‌تر، بیشتر، تکمیلی، اضافی، دیگر، پیش‌تر، جلوتر، فراتر

fuse

فیوز، فتیله، چاشنی، فیوز پراندن، فیوز سوزاندن، فیوز پریدن، ذوب کردن، گداختن، آب کردن، ذوب شدن، آب شدن

future

آینده، آتی، آتیه، بعدی

صفحه  204  از  556