در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

frozen

یخ‌زده، یخ‌بسته، منجمد، سرد، یخ

fuel

سوخت، انگیزه، محرک، موجب، سوخت‌گیری کردن، سوخت دادن

full

پُر، کامل، تمام، حداکثر، قوی، پرطنین

fully

کاملاً ، تماماً ، به طور کامل

fume

دود، بخار، گاز، دود کردن، بخار کردن، متصاعد شدن

function

کار، عمل، وظیفه، نقش، کارکرد، عملکرد، تابع (ریاضی)، عملیات (کامپیوتر)، کار کردن، عمل کردن، به وظیفه خود عمل کردن

«‹ ۲۰۱  ۲۰۲  ۲۰۳ ۲۰۴ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۰۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰