frame چارچوب، قاب، تیر پایه، اسکلت، اسکلتبندی، استخوانبندی، شاسی (اتومبیل)، بدنه، تنه (دوچرخه)، بدن، تن، نظام، ساخت، ساختار، ساختمان، زمینه، متن، حوزه، ساختن، بنا کردن، طرح ریختن، شکل دادن، پرداختن، احاطه کردن، در خود گرفتن، بیان کردن
free آزاد، مختار، مستقل، مجانی، رایگان، خالی، بلااستفاده، بیتکلف، راحت، بیقیدوبند، آزاد کردن، خلاص کردن، بازکردن، معاف کردن، اختصاص دادن برای، اجازه دادن به
freeze یخبندان، سرمای شدید، تثبیت (قیمتها)، یخبندان شدن، یخبندان بودن، یخ زدن، منجمد شدن، تکان نخوردن، بی حرکت ماندن، بلوکه کردن (دارایی، اموال)، مسدود کردن (حساب)، تثبیت کردن، ثابت نگه داشتن (قیمتها)