formula فرمول (ریاضی، شیمی و ...) قاعده، ضابطه، دستور، قانون، دستورالعمل، روش، دستور ساخت، طریقه ساختن، طرز ترکیب
forward جلویی، جلو، پیشین، مقدم، به جلو، به پیش، جلو افتاده، پیشافتاده، پیشرفته، آماده، مشتاق، پیشگام، پیشتاز، پیشرو، به پیشرفت کمک کردن، پیش بردن، جلو بردن، ارسال کردن، فرستادن
foul بدبو، تهوعآور، متعفن، فاسد، گندیده، زشت، کثیف، بد، نامساعد، خراب، طوفانی (هوا)، مستدود، گرفته (لوله، مجرا و ...)، آلوده کردن، فاسد کردن، مسدود کردن، آلوده شدن، فاسد شدن
foundation پی، پایه، فونداسیون، شالوده، پیریزی، پایهریزی، بنیانگذاری، ساختن، تأسیس، ایجاد، مؤسسه، بنیاد