در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

formula

فرمول (ریاضی، شیمی و ...) قاعده، ضابطه، دستور، قانون، دستورالعمل، روش، دستور ساخت، طریقه ساختن، طرز ترکیب

formwork

قالب‌بندی (بتن)، قالب (بتن‌ریزی)

fort

دژ، قلعه (نظامی)

fortuitous

پیش‌بینی نشده، نامنتظره، اتفاقی، تصادفی

forward

جلویی، جلو، پیشین، مقدم، به جلو، به پیش، جلو افتاده، پیش‌افتاده، پیشرفته، آماده، مشتاق، پیشگام، پیشتاز، پیشرو، به پیشرفت کمک کردن، پیش بردن، جلو بردن، ارسال کردن، فرستادن

forwarder

کارگزار ترابری، عامل حمل‌ونقل و انبار کردن کالا، فرستنده

foul

بدبو، تهوع‌آور، متعفن، فاسد، گندیده، زشت، کثیف، بد، نامساعد، خراب، طوفانی (هوا)، مستدود، گرفته (لوله، مجرا و ...)، آلوده کردن، فاسد کردن، مسدود کردن، آلوده شدن، فاسد شدن

foul air

هوای آلوده، هوای کثیف

foundation

پی، پایه، فونداسیون، شالوده، پی‌ریزی، پایه‌ریزی، بنیان‌گذاری، ساختن، تأسیس، ایجاد، مؤسسه، بنیاد

fountain

چشمه، فواره، سرچشمه، منشأ، منبع

fraction

خرده، ریزه، ذره، تکه، پاره، جزء، کسر، برخه

fractional

کسری، برخه‌ای، جزیی، اندک، کوچک، ناچیز، کم

fracture

شکست، گسیختگی، ریزش، فروکش (خاک)

fragmentation

تجزیه، تکه تکه شدن، پراکندگی، فروپاشی، سقوط

صفحه  199  از  556