در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

foam

کف، بتن کفی، سرباره اسفنجی، پلاستیک اسفنجی، کف ضد آتش‌سوزی

foamed slag

سرباره اسفنجی، روباره اسفنجی

fog

مه، مه‌گرفتگی، تاریکی هوا، تارشدگی، تیرگی، سردرگمی، ابهام، در مه پوشاندن، تار کردن، گیج کردن، در ابهام گذاشتن

fog lamp

چراغ ضد مه، چراغ مه‌شکن

fog light

چراغ مه‌شکن، چراغ ضد مه

fold

تا کردن، تا زدن، پوشاندن، بسته‌بندی کردن، بستن، پیچیدن، مخلوط کردن، تا شدن، جمع شدن

folding seat

صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن

follow

به دنبال آمدن، پشت سرآمدن، پشت سر قرار داشتن، در پی آمدن، دنبال کردن، ادامه دادن، فهمیدن، درک کردن، اختیار کردن، پیشه کردن، پیروی کردن، متابعت کردن، تقلید کردن

follow – up

ادامه، دنباله، بقیه، بعدی، تکمیلی

foot

پا، قدم، گام، پایین، دامنه، رکن، پایه، فوت (واحد اندازه‌گیری)

footbridge

پل عابر پیاده، پل پیاده‌رو

footing [foundation]

پی سطحی، پاشنه، جای پا، موقعیت، مقام، پایگاه، جایگاه، سطح، وضعیت، شرایط، حالت، پایه، شالوده، اساس

footpath

راه پیاده‌رو، گذرگاه پیاده‌رو، مالرو، کوره‌راه

footway extension

جلو آمدن پیاده‌رو، (پهن) بزرگ کردن پیاده‌رو

force

نیرو، قدرت، قوت، توان، توانایی، زور، استحکام، صلابت، جبر، فشار، اجبار، عامل، تأثیر، نفوذ، مجبور کردن، به زور واداشتن، وادار کردن، به زور انجام دادن، مجبور شدن

صفحه  197  از  556