در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

flask

تُنگ، بطری، فلاسک

flat

آپارتمان (بریتانیا)، پهنا، پهنی، قسمت پهن، زمین پست، لاستیک بی‌باد، لاستیک پنچر، صاف، مسطح، یکدست، هموار، تخت، قاطع، صریح، قطعی، کساد، بی‌رونق (بازار)، مات (رنگ)، ثابت، یکنواخت (کرایه، نرخ)

flat rate

نرخ ثابت، تعرفه یکنواخت

flat tyre

لاستیک پنچر، لاستیک کم‌باد

fleet

کاروان، ناوگان، دسته، مجموعه (کشتی، اتومبیل، هواپیما و ...)

flexibility

انعطاف‌پذیری، قابلیت انعطاف، تغییرپذیری، خم‌شوندگی، نرمی، تأثیرپذیری

flexible a/

انعطاف‌پذیر، قابل انعطاف، خم‌شو، نرم، تاشو، قابل انحنا، تغییرپذیر، قابل تغییر، تأثیرپذیر

flextime

زمان‌بندی قابل تغییر، ساعات کار تغییرپذیر (شناور)

flexure

خمش، خمیدگی، انحنا، خم

flicker

لرزش، چشمک، رقص (نور، شعله)، برق، جرقه، کورسو، حرکت، جنبش، لرزیدن، چشمک ‌زدن، خاموش و روشن شدن، سوسو زدن، کور سو زدن، حرکت کردن، جنبیدن

flight

پرواز، پریدن، پرش، سفر هوایی، مسیر پرواز، گذشت، گذر سریع، هواپیما، ردیف، رشته، ردیف پله‌ها، رشته پلکان، فرار، گریز، هزیمت

flint

سنگ آتش‌زنه، سنگ چخماق

float

شناور، شناور شدن، معلق شدن، حرکت کردن، شناور بودن، به حرکت درآوردن، تأسیس کردن، دایر کردن، پخش کردن، منتشر کردن

صفحه  194  از  556