flat آپارتمان (بریتانیا)، پهنا، پهنی، قسمت پهن، زمین پست، لاستیک بیباد، لاستیک پنچر، صاف، مسطح، یکدست، هموار، تخت، قاطع، صریح، قطعی، کساد، بیرونق (بازار)، مات (رنگ)، ثابت، یکنواخت (کرایه، نرخ)
flicker لرزش، چشمک، رقص (نور، شعله)، برق، جرقه، کورسو، حرکت، جنبش، لرزیدن، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، سوسو زدن، کور سو زدن، حرکت کردن، جنبیدن
flight پرواز، پریدن، پرش، سفر هوایی، مسیر پرواز، گذشت، گذر سریع، هواپیما، ردیف، رشته، ردیف پلهها، رشته پلکان، فرار، گریز، هزیمت
float شناور، شناور شدن، معلق شدن، حرکت کردن، شناور بودن، به حرکت درآوردن، تأسیس کردن، دایر کردن، پخش کردن، منتشر کردن