find یافته، کشف، اکتشاف، پیدا کردن، یافتن، کشف کردن، دریافت، فهمیدن، متوجه شدن، دیدن، احساس کردن، روشن کردن، معلوم کردن، وجود داشتن، یافت شدن، فراهم کردن، تهیه کردن، اعلام کردن، خواندن، تشخیص دادن، شناختن (حقوق)
fine جریمه، جریمه کردن، صاف، آفتابی، باز (هوا)، زیبا، قشنگ، ظریف، نازک، لطیف، خوش (خط)، نرم، ریز، کوچک، خالص، ناب، تصفیه شده (فلز)، دقیق، بسیار خوب، عالی
finish پایان، آخر، انتها، بخش آخر، رنگ، روکش، رنگکاری، پرداخت، پولیش، تکمیل، تمامکاری، روکشکاری کردن، تمام کردن، به پایان رساندن، به اتمام رساندن، پایان دادن، خاتمه دادن، از پا انداختن، از پای درآوردن، تکمیل کردن، پرداخت کردن، تمام شدن، به پایان رسیدن
fire آتش، آتشسوزی، حریق، اجاق، بخاری، شور و اشتیاق، حرارت، آتشزدن، ایجاد حریقکردن، سوزاندن، حرارت دادن، سوخت رساندن، سوختگیری کردن، بیرون کردن، اخراج کردن