film لایه نازک (خاک، غبار و ...)، ورقه، قشر، فیلم، حلقه فیلم، فیلم سینمایی، به صورت فیلم درآوردن، فیلم ساختن، فیلم کردن
filter فیلتر، صافی، پالایه، صافکن، علامت گردش به چپ آزاد، چراغ گردش آزاد (بریتانیا)، از صافی گذراندن، فیلتر کردن، تصفیه کردن، عبور کردن، گذشتن، گردش کردن، آزادانه گردش کردن (ترافیک)
finance مالیه، دارایی، علم مالیه، علم دارایی، اداره امور مالی، تأمین بودجه، تأمین هزینه، سرمایهگذاری، تأمین بودجه کردن، هزینه پرداختن، سرمایه گذاشتن