در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

filler

فیلر، پرکننده، گرد سنگ، زبره، پرکن (رنگ، چسب)، لایی، لقمه، بتونه

filler (joint)

ماده پرکننده درز، درزگیر، درزبند، درز پرکن

filling

پرکردن، خاکریزی، آب‌اندازی (سازه‌های آبی)

film

لایه نازک (خاک، غبار و ...)، ورقه، قشر، فیلم، حلقه فیلم، فیلم سینمایی، به صورت فیلم درآوردن، فیلم ساختن، فیلم کردن

filter

فیلتر، صافی، پالایه، صاف‌کن، علامت گردش به چپ آزاد، چراغ گردش آزاد (بریتانیا)، از صافی گذراندن، فیلتر کردن، تصفیه کردن، عبور کردن، گذشتن، گردش کردن، آزادانه گردش کردن (ترافیک)

filter stage

مرحله گردش به چپ، فاز گردش به چپ (بریتانیا)

filtering

تصفیه، از فیلتر گذراندن، پالایش

final

آخرین، آخری، پایانی، آخر، نهایی، قطعی، امتحان نهایی، مسابقه نهایی، فینال

finance

مالیه، دارایی، علم مالیه، علم دارایی، اداره امور مالی، تأمین بودجه، تأمین هزینه، سرمایه‌گذاری، تأمین بودجه کردن، هزینه پرداختن، سرمایه گذاشتن

financing

تأمین مالی، تأمین هزینه، تأمین بودجه

صفحه  190  از  556