در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

field of use

زمینه استفاده، زمینه کاربرد، حوزه بکارگیری

field recycling

بازیافت در محل، بازیافت میدانی (کارگاهی)

field trip

سفر پژوهشی، سفر تحقیقاتی، سفر کوتاه علمی (برای بازدید از محل)

figure

رقم، عدد، شکل، تصویر، عکس، نمودار، ریخت، ترکیب، چهره، شخصیت، شخص

filament

رشته، مفتول نازک، فیلامان

file

پرونده، پوشه، فایل، برگه‌دان، فیشیه، قفسه (پرونده)، سابقه، صف، ردیف، قطار، بایگانی کردن، در پرونده گذاشتن، تشکیل پرونده دادن، به صف کردن، به خط کردن، به ردیف کردن

file (master)

مجموعه‌ای از سوابق مرتبط به یکی از موضوعات اصلی یک سیستم اطلاعاتی (مانند مشتریان، کارمندان و ...)

filing

بایگانی، بایگانی کردن

fill

خاکریز، خاکریزی، مقدار کافی، به قدر کفایت، پر کردن، اشغال کردن (پُست)، به عهده گرفتن، انجام وظیفه کردن، منصوب کردن، به کار گماردن، پاسخ گفتن، برآوردن، رفع کردن

fill (rock)

خاکریز سنگی، سنگریز، پشته سنگریز

صفحه  189  از  556