در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

fee

حق‌الزحمه، اجرت، کارمزد، مزد، دستمزد، پول، وجه، حق وکالت، حق طبابت، حق تدریس، حق عضویت، ورودیه، حق ثبت‌نام، شهریه، ملک مورث (حقوق)

fee (parking)

هزینه پارکینگ، حق پارکینگ، هزینه توقف

feed

تغذیه، خوراک، غذا، لوله تغذیه، مجرای تغذیه، مواد، مایه، سوخت (فنی)، غذا دادن، تغذیه کردن، (آب دریاچه، مخزن را) تأمین کردن، روشن نگه داشتن (آتش)

feedback

بازخورد، بازتاب، واکنش، نظر، اظهارنظر

feeder

غذادهنده، تغذیه‌کننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راه‌آهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)

feeder line

شاخه فرعی راه یا راه‌آهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)

feeder route

مسیر تغذیه‌کننده، راه تغذیه‌کننده

feeding

تغذیه، غذاخوراندن، سوخت‌رسانی

fell

قطع کردن، انداختن (درخت)، از پای درآوردن، از پای انداختن

fence [encosure]

حصار، دیوار، پرچین، نرده، فنس، مانع، محصور کردن، حصار کشیدن، نرده کشیدن

fencing

نرده‌کشی، حصارکشی، چوب، سیم، توری

fender

ضربه‌گیر، سپر، حفاظ

ferry

لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیل‌بر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن

ferry crossing

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

ferryboat

لنج، فِری، لنج مسافربر، لنج اتومبیل‌بر

fertilization

کوددهی (زمین، خاک)، گرده‌افشانی، تلقیح (گیاه)

fibre

فیبر، تار، رشته، الیاف، نخ، بافت، ترکیب، تاروپود

field

مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره

«‹ ۱۸۶  ۱۸۷  ۱۸۸ ۱۸۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰