fair بازار مکاره، بازار روز، نمایشگاه، نمایشگاه بازرگانی، بیطرف، منصف، منصفانه، عادلانه، منطقی، معقول، نسبتاً خوب، قابل قبول، خوب، مساعد (هوا)، موافق (باد)، قابل ملاحظه، قابل توجه، پاک، تمیز، روشن
fall شیب (لوله، آبرو، راه)، شیبشکن، پله (آبرو)، افت (فشار هیدرولیکی)، سقوط، فروپاشی، سرنگونی، قطع (درخت)، ریزش(صخره، زمین)، کاهش، تنزل (قیمت)، بارش، نزول، میزان بارندگی، افتادن، سقوط کردن، باریدن، ریختن، قطع شدن، شکستن، پایین آمدن، تنزل کردن، ارزان شدن، فرا رسیدن (شب، تاریکی)، ...
farebox دستگاهی که برای دریافت سکه، اسکناس، بلیط یا هر نوع وسیله پرداخت معتبر دیگر از مسافران مورد استفاده قرار میگیرد.