exchange مبادله، تبادل، رد و بدل، معاوضه، تبدیل ارز، بورس، بازار، رد و بدل کردن، مبادله کردن، معاوضه کردن، عوض کردن
execute اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، پیاده کردن (طرح، نقشه)، به مرحله عمل درآوردن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، رسمی کردن، صورت قانونی دادن
exercise فعالیت، کار، عمل، ورزش، تمرین، ممارست، مشق، مانور (نظامی)، اعمال، بکارگیری، استفاده، بهرهگیری، ورزش دادن، تمرین دادن، اعمال کردن، به کارگرفتن، به کار انداختن، استفاده کردن، ورزش کردن، تمرین کردن، فعالیت کردن
exhaust تخلیه گاز، گاز، دود، اگزوز، لوله اگزوز، به پایان رساندن، تمام کردن، مصرف کردن، خالی کردن، تهی کردن