evidence دلیل، سند، مدرک، شاهد، گواه، ملاک، مستند، ادله، شهادت، گواهی، نشانه، اثر، علامت، با مدرک اثبات کردن، بر اساس ضواهد ثابت کردن، گواه بودن، شاهد بودن
examination بررسی، وارسی، بازدید، کنترل، بازرسی، آزمایش، امتحان، مطالعه، معاینه، تحقیق، بازپرسی، بازجویی، رسیدگی
exceed پا فراتر نهادن، فراتر رفتن، تجاوز کردن، بیشتر بودن، زیادهروی کردن، تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نادیده گرفتن