در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

estate (real)

املاک غیر منقول، دارایی غیر منقول، مستغلات

estate (trading)

منطقه صنعتی، ناحیه صنعتی، منطقه تجاری، منطقه بازرگانی، ملک تجاری

estate a/

ملک، زمین، دارایی، اموال، مایملک، طبقه سیاسی، گروه اجتماعی، شرایط، وضع، وضعیت، مرتبه، رتبه، مقام، شهرک

estate car

خودروی خانوادگی، خودروی استیشن

estate road

راه دسترسی به املاک حاشیه‌ای

estimate

برآورد، تخمین، ارزیابی، قضاوت، داوری، نظر، برآورد کردن، تخمین زدن، ارزیابی کردن، حساب کردن، نتیجه گرفتن

estimated

تقریبی، تخمینی، برآورد شده

estimated cost

هزینه تخمینی، هزینه برآورد شده، هزینه پیش‌بینی شده

estimation

برآورد، تخمین، ارزیابی، نظر، عقیده، رأی، قضاوت

estuary

مصب رود، دهانه رود، خور

ethanol

اتانول، الکل اتیلیک

evaluate v/

ارزیابی کردن، برآورد کردن، تخمین زدن، سنجیدن، ارزشیابی کردن، ارزش‌گذاری کردن، قیمت گذاشتن

evaluation

ارزیابی، برآورد، تخمین، ارزشیابی، ارزش‌گذاری، قیمت‌گذاری، سنجش

evaporate

تبخیر کردن، تبدیل به بخار کردن، تبخیر شدن، به بخار تبدیل شدن

even

مسطح، صاف، تراز، هموار، منظم، یکنواخت، برابری، مساوی، یکسان، هم‌تراز، زوج (عدد)،‌ آرام، ملایم، معتدل

صفحه  178  از  556