در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

equipped vehicle

وسیله نقلیه مجهز، وسیله نقلیه تجهیز شده

equity

انصاف، عدل، عدالت، تساوی، ارزش خالص، ارزش ویژه، سهم متعارف، سهم عادی

equivalence

هم‌ارزی، برابری، تساوی، تعادل، معادل بودن، معادل، هم‌ارز، برابر، مساوی، هم‌سنگ، هم‌تراز، هم‌ردیف

equivalent

معادل، هم‌ارز، برابر، مساوی، هم‌ارزش، هم‌تراز، هم‌سنگ، هم‌ردیف

eract v/

بنا کردن، بنا نهادن، ساختن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، برپا کردن، برافراشتن، سوار کردن، نصب کردن، کار گذاشتن، پدید آوردن، ایجاد کردن

erase v/

پاک کردن، محو کردن، زدودن، از بین بردن، پاک شدن، محو شدن

«‹ ۱۷۴  ۱۷۵  ۱۷۶ ۱۷۷ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۷۶ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰