embark سوار کشتی/ هواپیما کردن (مسافر)، بار کشتی / هواپیما کردن (کالا)، بار زدن، با کشتی/ هواپیما بردن (کالا)، سوار کشتی/ هواپیما شدن (مسافر)، بار کشتی/ هواپیما شدن (کالا) با کشتی/ هواپیما رفتن، مسافرگیری کردن، بارگیری کردن
emergency وضع اضطراری، حالت فوقالعاده، پیشامد غیر مترقبه، امر ضروری، فوریت، اضطراری، فوقالعاده، فوری، حیاتی، غیر مترقبه، غیر منتظره
emergency escape ramp [USA] راه خروج اضطراری، رمپ فرار، رمپ نگهدارنده اضطراری، بستر نگهدارنده اضطراری [اصطلاح آمریکایی]