در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

effect

اثر،‌ تأثیر، نتیجه، پیامد، حاصل، تأثیرگذاری، معنی، مفهوم، مضمون، محتوا، منجر شدن، انجامیدن، در پی داشتن، به مرحله اجرا درآوردن، عملی کردن

effect (phantom)

اثر فانتوم (شبح)، درک نادرست علامت به علت نور مزاحم (تداخلی)

effective a/

مؤثر، کارا، کارآمد، کاری، اثربخش، گیرا، چشمگیر، خیره‌کننده، واقعی، حقیقی، موجود، حاضر

effective date

تاریخ اجرایی شدن، تاریخ قانونی شدن

effectiveness

تأثیرگذاری، اثربخشی، تأثیر، کارایی، کارآمدی

efficacy

تأثیر، اثر، اثربخشی، سودمندی، کارایی، خاصیت

efficiency

توانایی، قابلیت، لیاقت، کفایت، استعداد، کارایی، بازدهی، راندمان (دستگاه)

efficient a/

لایق، قابل، باکفایت، بااستعداد، کارآمد، سودمند، نتیجه‌بخش، مؤثر

effluent

منشعب (رودخانه)، جریان فرعی، شاخه فرعی، انشعاب (رود)، فاضلاب، ریزابه (شبکه فاضلاب)، سرریزه (هیدرولوژی)

صفحه  166  از  556