در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

economical

اقتصادی، مقرون به صرفه، صرفه‌جو، کم مصرف

economics

اقتصاد، علم اقتصاد، وضع اقتصادی، جنبه اقتصادی، جنبه مالی

economy

اقتصاد، نظام اقتصادی، صرفه‌جویی، صرفه‌جویانه، مقرون به صرفه، ارزان، باصرفه

ecosystem

اکوسیستم، بوم‌سامانه، نظام زیست

edge

لبه، تیغه، کنار، حاشیه، کناره، کران، گوشه، نبش

edge beam

تیرکناری، تیر لبه (دال بتنی)

edge effect

اثر حاشیه‌ای، اثر مرزی (اثر مجاورت دو محیط متفاوت در یک اکوسیستم)

edifice

بنا، ساختمان، عمارت

edition

چاپ، طبع، نشر، تیراژ، ویراست، ویرایش، شماره (روزنامه)

editor

مدیر، سردبیر، ویراستار، تدوین‌کننده

editorial

سرمقاله، (مربوط به) سردبیر، (مربوط به) ویراستار

educate a/

تربیت کردن، پروراندن، پرورش دادن، تعلیم دادن، آموزش دادن

education

پرورش، تربیت، تعلیم، آموزش، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، تحصیلات، معلومات، سواد، دانش

«‹ ۱۶۳  ۱۶۴  ۱۶۵ ۱۶۶ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۵ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰