در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

earthmover

خاکبردار، وسیله خاکبرداری

earthmoving

خاکبرداری، حمل خاک، کارهای خاکی

earthmoving programme

برنامه جابجایی خاک، برنامه خاکبری، برنامه عملیات خاکی

earthwork

کارهای خاکی، عملیات خاکی

ease

فراغت، آسایش، آسودگی، راحتی، آسانی، سهولت، کاهش دادن، آرام کردن، تسکین دادن، راحت کردن، کاهش یافتن، آرام شدن

easement

آسایش‌بخش، راحتی‌بخش، آسان‌سازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)

easement curve

منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راه‌آهن)

eastbound a/

روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی

easy

آسان، سهل، راحت، بی‌زحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس

eccentric a/

خارج از مرکز، مختلف‌المرکز، نا هم‌مرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول

eccentriccity

خروج از مرکز، برون‌مرکزی، عجیب و غریب بودن، بی‌قاعدگی، نابهنجاری

echo

اکو، پژواک، انعکاس صدا، منعکس کردن، برگرداندن، تکرار کردن، بازگو کردن

echo sounder

دستگاه عمق‌یاب صوتی (آکوستیکی)، دستگاه ژرفایاب صوتی

ecology

اکولوژی، بوم‌شناسی

econometrics

اکونومتریک، اقتصادسنجی، سنجش پدیده‌های اقتصادی

economic a/

اقتصادی، (مربوط به علم) اقتصاد، پرسود، پر منفعت، مقرون به صرفه، سودآور، سودبخش

«‹ ۱۶۲  ۱۶۳  ۱۶۴ ۱۶۵ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۴ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰