در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
distressed area
منطقه فقیرنشین
distribute
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، رساندن، پراکندن، طبقهبندی کردن، دستهبندی کردن
distributed control system
سیستم کنترل غیرمتمرکز
distributed data base
بانک اطلاعات توزیع شده (غیرمتمرکز)
distributed load
بار گسترده (سازه)
distribution
توزیع، پخش، تقسیم، پراکندگی
distribution (binomial)
توزیع دوجملهای
distribution (continuous)
توزیع پیوسته
distribution (cost)
توزیع هزینه
distribution (credit)
تقسیم اعتبار، توزیع اعتبار
distribution (discrete)
توزیع گسسته
distribution (expenditure)
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
distribution (green time)
تقسیم زمان چراغ سبز، توزیع زمان سبز (چراغ راهنمایی)
distribution (light)
پخش نور
distribution (normal)
توزیع نرمال
distribution (particle size)
توزیع اندازه ذره، توزیع دانهبندی (حاک)
distribution (Poisson)
توزیع پواسون
distribution (spatial)
توزیع فضایی
distribution (spectral)
توزیع طیفی
distribution (traffic)
توزیع ترافیک
distribution (trip)
توزیع سفر
distribution model
مدل توزیع
distribution model (traffic)
مدل توزیع ترافیک
distribution pipe
لوله توزیع (آبرسانی)
distributor
توزیعکننده، پخشکننده
distributor (automatic)
توزیعکننده خودکار
distributor (primary)
توزیعکننده اصلی، پخشکننده اصلی
distributor road
راه توزیعکننده، راه پخشکننده
distributor road (district)
راه توزیعکننده محلی
distributor road (local)
راه توزیعکننده محلی
distributor street
خیابان توزیعکننده
district
بخش، ناحیه، حوزه، منطقه
district (business)
منطقه تجاری
district (central business)
ناحیه تجاری مرکزی، منطقه تجاری در مرکز شهر
district (county)
ناحیه روستایی، ناحیه برونشهری
district (remote)
محله دورافتاده، منطقه پرت
district (residential)
منطقه مسکونی
district (rual)
ناحیه برونشهری، منطقه برونشهری، ناحیه روستایی، بخش روستایی
district (urban)
ناحیه شهری، بخش شهری، حوزه شهری، منطقه شهری
district distributor road
راه توزیعکننده محلی
district route
راه منطقهای، مسیر منطقهای
disturb [soil] v/
برهم زدن [خاک]
disturbance
اختلال، آشفتگی، اغتشاش، ناآرامی، مزاحمت، به همریختگی، مایه پریشانی، مایه بینظمی
disturbance (environmental)
اختلال زیست محیطی
disturbance (nocturnal)
اختلال شبانه
disused
متروک (ساختمان)، ازکار افتاده (دستگاه)
disused railway
راهآهن متروکه (بیاستفاده)
disutility
بیفایدگی، بیمصرفی، زیانآوری، عدم مطلوبیت
صفحه 154 از 556