در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
direction (illumination)
جهت روشنایی، جهت نورپردازی
direction (mandatory)
جهت اجباری (ترافیک)
direction (moving)
جهت حرکت
direction (observation)
جهت مشاهده
direction (traffic)
جهت ترافیک
direction (wind)
جهت (وزش) باد
direction arrow
پیکان (فلش) نشاندهنده جهت مسیر
direction indicator
جهتنما
direction indicator light
چراغ جهتنما
direction of a magnetic meridian
مسیر نصفالنهار مغناطیسی
direction of traffic
مسیر ترافیک، جهت ترافیک
direction sign
علامت جهت، تابلوی جهتنما، علامت نشاندهنده جهت
direction sign (advance)
تابلوی پیش آگاهی انتخاب جهت، تابلوی انتخاب مسیر
direction sign (pointed)
تابلوی هدایت مسیر جهتی (به شکل پیکان)
direction signing
نصب علایم (تابلو) تعیین جهت
direction to be followed sign
تابلوی نشاندهنده جهت حرکت، تابلوی تعیین امتداد مسیر
direction – indicating sign
تابلوی جهتنما
directional a/
جهتی، سمتی، جهتدار، راستادار
directional arrow
پیکان جهتنما، فلش تعیین جهت
directional control
کنترل جهتدار
directional count
شمارش جهتی، شمارش جهتدار
directional design hourly volume
حجم ساعتی طرح تمام جهت
directional distribution of traffic
توزیع جهتدار ترافیک
directional interchange
تبادل جهتی
directional island
جزیره هادی
directional lighting
نورپردازی جهتدار
directional movement
حرکت جهتدار
directional sign
تابلوی جهتنما، علامت جهتنما
directional traffic census
آمار ترافیک جهتدار
directions (all)
تمام جهات
directions (other)
سایر جهات
directive
دستور، رهنمود، دستورالعمل، جهتدار، هدایتشده
directive interview
مصاحبه هدایتشده، مصاحبه جهتدار
director
مدیر، سرپرست، رییس، ادارهکننده
director (assistant)
معاون مدیر
director (deputy)
قائممقام مدیر
director (general managing)
مدیر کل
director (study)
مدیر تحقیق، مدیر پژوهش
director general
مدیر کل
directorate
هیأت مدیره، مدیریت، مقام مدیریت
directors (board of
هیأت مدیره
directory
کتابچه اطلاعات، دفترچه راهنما، فهرست راهنما (شمارههای تلفن، مشاغل، شرکتها و ...)
directory (electronic)
فهرست راهنمای الکترونیکی، دایرکتوری الکترونیکی
directory (telephone)
دفترچه راهنمای تلفن
dirt particle
ذره گردو غبار
dirty sand
شن آلوده، شن کثیف
disability
ناتوانی، عجز، درماندگی، ازکارافتادگی، نقص، عیب، نقص عضو، عدم صلاحیت (حقوق)
disability glare
خیرهکنندگی آزاردهنده
صفحه 150 از 556