در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

diaphragm wall

دیوار دیافراگم، دیوار غشایی، دیوار جداکننده

dichotomy

تقسیم به دو بخش، تقسیم به دو دسته، دو شاخه شدن

dictionary

فرهنگ لغت، لغت‌نامه، واژه‌نامه

diesel

دیزل، موتور دیزل، موتور گازوییلی، وسیله نقلیه دیزلی، گازوییل

difference

فرق، تفاوت، اختلاف، تمایز، اختلاف‌نظر، باقی‌مانده، مابه‌التفاوت

differential

تفاضلی، افتراقی، اختلافی، متفاوت، متمایز، دیفرانسیل

diffuse

پخش کردن، پراکندن، منتشر کردن، پخش شدن، پراکنده شدن، منتشر شدن، پخش شده، منتشر شده، اشاعه یافته، پراکنده

diffuse lighting

روشنایی پراکنده، نورپردازی پخش شده (غیر متمرکز)

diffusiometer

اندازه‌گیر میزان انتشار، اندازه‌گیر میزان پخش، انتشارسنج

diffusion

پخش (نور)، اشاعه، انتشار (خبر)، پراکندن

digest

خلاصه، چکیده، هضم کردن، فهمیدن، درک کردن، تنظیم کردن، مرتب کردن، تحمل کردن، قبول کردن

digger

دستگاه حفاری، حفر کننده

digital a/

رقمی، عددی، رقومی، دیجیتالی، انگشتی

«‹ ۱۴۶  ۱۴۷  ۱۴۸ ۱۴۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۴۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰