در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

depressed arch

قوس گودرفته، قوس مقعر، قوس کم‌خیز، قوس خفته، قوس شاه‌عباسی (معماری)

depressed area

منطقه محروم، منطقه دارای رکود اقتصادی (بی‌رونق)

depression

تورفتگی، گودشدگی، رکود اقتصادی، رکود، کسادی، بحران اقتصادی

depth

عمق، گودی، ژرفا، قعر، ارتفاع، پهنا، ضخامت، شدت، حدت، بسیاری

depth (rut)

عمق شیار، عمق رد چرخ، گودی جای چرخ

deputy

قائم‌مقام، جانشین، کفیل، نایب، معاون (اداره، سازمان)، نماینده، عضو هیأت نمایندگی، نماینده مجلس

deregulation

آزادسازی، رفع محدودیت، حذف نظارت دولتی (فعالیت تجارت)، مقررات‌زدایی

derelict

متروکه، بی‌صاحب، مخروبه، ویران، بی‌مسئولیت، وظیفه‌نشناس

dereliction

ترک، رها کردن، ویرانی، خرابی، کوتاهی، قصور، اهمال

derivative

برگرفته، مأخوذ، گرفته شده، اقتباس شده، اقتباسی

derive v/

استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن

derogation

کاستن، پایین آوردن، کاهش (اعتبار، ارزش)

derogatory a/

موهن، خفت‌آور، توهین‌آمیز، تحقیرآمیز

descend

پایین آمدن، پایین رفتن، سرازیرشدن، نازل شدن، فرارسیدن، منشأ گرفتن، سرچشمه گرفتن

descent

فرود، نزول، سقوط، سرازیری، سراشیبی، نژاد، تبار، اصل، توارث، وراثت

description

توصیف، وصف، تعریف، تشریح، شرح، نوع، گونه

desert

بیابان، صحرا، لم‌یزرع، صحرایی، بیابانی

design

طرح، نقشه، طراحی، نقشه‌کشی، نیت، مقصود، طرح کردن، نقشه کشیدن، طرح دادن، طراحی کردن، برنامه‌ریزی کردن، ساختن، درنظرگرفتن، تخصیص دادن

صفحه  142  از  556