در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

definition

تعریف، شرح، وصف، توصیف، تعیین، روشنی، صراحت،‌ وضوح، مشخص بودن

definitive

قطعی، نهایی، مشخص کننده، روشنگر، دقیق

deflection

افت، خمیدگی، تغییر شکل خمشی (سازه)، انحراف (نقشه‌برداری)

deflectograph

دستگاهی که میزان انحراف را ثبت می‌کند، افت‌وخیزنگار

deform

تغییر شکل دادن، از شکل انداختن

deformabilily

تغییر شکل‌پذیری، قابلیت تغییر شکل

deformed state

حالت بعد از تغییر شکل، حالت تغییریافته

defraud v/

کلاهبرداری کردن، تقلب کردن

defrosting

یخ چیزی را آب کردن، یخ‌زدایی

degree

مرحله، درجه، مقام، رتبه، منزلت، پایه، موقعیت اجتماعی

degree (second)

درجه دوم (مثلاً در مورد سوختگی یا قتل)

صفحه  138  از  556