در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

declination

میل، زاویه انحراف، انحراف (نقشه‌برداری)

decomposition

تجزیه، تلاشی، از هم پاشیدگی، واپاشی، فساد، پوسیدگی

decompression

کم کردن فشار، کم شدن فشار، فشار برداری، تقلیل فشار

decoration

تزیین‌، آرایش، آذین، آذین‌بندی، دکوراسیون

decrease

کاهش، تقلیل، افت، کم شدن، کاستن، کاهش یافتن، تقلیل یافتن، پایین آمدن، افت کردن، کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن

decree

فرمان، حکم، امر، رأی، فتوی، مشیت، تقدیر، فرمان دادن، امر کردن، مقرر داشتن

decrement

کاهش، نقصان، تقلیل، افت، کاستی، کمبود، فقدان، تخفیف

deduct v/

کاستن، کسر کردن، کم کردن

deductible

کسر کردنی، کم‌کردنی، قابل کسر

deductible tax

مالیات قابل تخفیف، مالیات کسر شدنی

deduction

کسر، تخفیف، مبلغ بخشوده (معاف از مالیات)، قیاس، استنتاج، استنباط، نتیجه‌گیری، نتیجه

deed

کار، عمل، فعل، کردار، رفتار، سند، قباله

deep

عمیق، گود، ژرف، سنگین (برف)، پهن، کلفت

default

قصور، کوتاهی، نبود، فقدان، عدم، غیبت، قصور در پرداخت، غایب بودن، غیبت کردن، کوتاهی کردن، سرموعد نپرداختن

default in paying

عدم پرداخت، قصور در پرداخت، کوتاهی در پرداخت

defect

عیب، نقص، خطا، کاستی، نقصان

defective

خراب، معیوب (دستگاه)، ناقص

defer

به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، به وقت دیگر موکول کردن

deficiency

کمبود، نقصان، کمی، نبود، کسر، کسری (مالی)، نقص، ضعف

صفحه  137  از  556